"رویای فانتزی کوهنوردی من این است که روی نقشه خط کش بگذارم و خط بکشم و در خط مستقیم هر چه که جلویم باشد را با مهارتهای کوهنوردی رد کنم!
پنجمین گفتگوی گــــروه کوهـــنوردی دامــــون بندرانزلـــی با هدف استفاده از تجربه ها،خاطرات و ایده های سازنده ی آقای علیرضا صدری، کوهنورد و مربی گیلانی، جهت الگو برداری وبهبود سطح آموزشی کوهنوردی درگیــــلان در تاریخ بیست وچهار بهمن ماه سال جاری به صورت الکترونیکی اجرا گردید .

آقای علیرضا صدری کوهنورد و مربی فعال گیلانی، متولد 1348 بوده که از سال 1364 با هیـــات کوهنوردی آشنا می شود و از همان دوره، کوهنوردی را به صورت فنی شروع می نماید. در سال 1368 دوره کارآموزی کوهنوردی آن زمان را گذرانده و در سال 1375 دوره مربیگری غارنوردی، در سال 1376 دوره مربیگری سنگ نوردی و یخ نوردی و در سال 1380 دوره مربیگری درجه 2 کوهپیمایی را می گذراند. مصاحبه الکترونیکی با مربی فعال گیلانی شاید فرصت استفاده بیشتر از تجربیاتشان را به اندازه گفتگوی حضوری، برایمان مهیا نساخت ولی همواره امیدواریم که این مصاحبه نیز همانند گفتگوهای پیشین گامی جهت بهبود وضعیت کوهنوردی در گیلان و پلی جهت رسیدن به اهداف نه چندان دور تمام کوهنوردان و طبیعت دوستان گیلانی و ایرانی باشد.
1- چه عاملی باعث شد که شما به کوهنوردی علاقه مند شوید و به شکل حرفه ای ورزش کوهنوردی را دنبال کردید؟
من واژه حرفه ای را اینجا نمی پسندم ، چون کوهنوردی حرفه و شغل ما نیست که از آن امرار معاش کنیم و بیشتر واژه تخصصی یا فنی را ترجیح می دهم . فکر می کنم علاقه به کوهنوردی در من ریشه در گردش و بازی در جنگل و تپه های اطراف روستای مان موشنگاه داشته باشد که خیلی از تعطیلات را آنجا می گذراندم و همین طور به تدریج کشیده شد به دورترها و بالاترها ، تا اینکه از طریق دوستی در دبیرستان با هیات کوهنوردی آشنا شدم و بعد کلاس ها و دوره ها که این ها تحولی بود برای رسیدن بازهم به بالاترها و دورترها .
2- اگر بخواهید در کوهنوردی از کار شاخصی نام ببرید از کدام فعالیت تان یاد می کنید ؟
بدون تعارف فکر نمی کنم کار شاخصی انجام داده باشم ، ولی دو تا از کارهایم برای خودم خیلی با ارزش هستند ، باز تاکید می کنم برای خودم و آن هم از این جهت برایم با ارزش هستند که پس از چندین سال برنامه ریزی و شکست و تجربه کردن موفق شدیم به همراه دوستان اجرای شان کنیم یکی صعود مجموعه قلل سبلان ، هرم ها و کسری در یک برنامه بوده و دیگری هم شب مانی روی قله دماوند .
3- از بین زیر شاخه های کوهنوردی علاقه شما بیشتر به کدام شاخه است و چرا ؟
من به خود کوهنوردی علاقه دارم که برای کوهنوردی نیازمند مهارت صعودهای برف و یخ ، همچنین سنگ نوردی هستید . رویای فانتزی کوهنوردی من این است که روی نقشه خط کش بگذارم و خط بکشم و در خط مستقیم هر چه که جلویم باشد را با مهارتهای کوهنوردی رد کنم !
4- نظرتان در ارتباط با حوادث غم انگیز کوهنوردی چیست ؟
شاید این نظر من افراطی باشد ولی کوهنوردی جدی به نظر من حرکت کردن روی مرز خطر هست و ریسک بخشی جدایی ناپذیر ازکوهنوردی هست و تمام تلاش ما بعنوان کوهنورد آنست که با مهارتها و دانش و تجربه ای که داریم به مقصدمان یعنی نزد آنهایی که نگران ما هستند برگردیم . در کوهنوردی هر چند کم شمار هستند حوادثی که رد پای خطای انسانی در آنها دیده نمی شود ، ولی در هر صورت چنین حوادثی که قابل پیش بینی نیستند وجود دارند ، اتفاق می افتند و جزئی از کوهنوردی هستند .
5- کدام منطقه از گیلان را برای کوهنوردی بیشتر دوست دارید ؟
بدون کوچکترین شک وشبهه ای و با قاطعیت کامل درفک ، درفک و درفک

6- با توجه به صاحب نظر بودن شما در مسیرهای درفک، رموز درفک را چگونه می بینید یا شاید بهتر باشد بگوییم چه رمز و رازهایی ست که درفک را برای شما خاص کرده است ؟
قضیه درفک غیر از جنبه کوهنوردی برای من یک قضیه کاملا احساسی و عاطفی هست . تمام نقل های دوران کودکی من که پیرمردها و پیرزن های روستای مان می گفتند وبه یاد من مانده ریشه اش در درفک بوده یا شاید بهتر است بگویم من ریشه اش را در درفک می دیدم، چون فقط درفک را کوه می دانستم ، کوهی که کاملا مشرف بر روستا بود و هر وقت می رفتیم روستا شاید ساعت ها پای مازوی پیر می نشستم و ترک های کوه را می شمردم . سیاه گالش ها ، محمود ها و غیره همه از درفک می آمدند . بعد ها که بزرگ تر شدم دیلمان را آخرین سد دفاع در برابر هر متجاوزی شناختم که پشتش را به درفک تکیه داده بود و ... فقط کافیست کلسرک را رد کنید و نرسیده به پیچ شاه عباسی امام زاده هاشم عظمت درفک را که چطور با آغوش باز جلگه گیلان را در برگرفته و از آن پاسداری می کند بینید ، مطمئنا از توضیحات همچو منی بی نیاز خواهید شد .
7- از میزان علاقه تان یه صعود خارج از کشور بگویید و اینکه علیرضا صدری اگر بخواهد روزی صعود برون مرزی داشته باشد دوست دارد به کجا برود ؟
من با در نظر گرفتن همه مسائل، جدا کوهنوردی در ایران را ترجیح می دهم ، چون یک جورهایی برای من شناخت خانه ام محسوب می شود و واقعا همین پروژه هایی که در ذهن دارم فکر نکنم به عمر من تمامی داشته باشند . ولی حالا به فرض محال اگر امکانش از همه جهت فراهم شود که یک صعود خارجی داشته باشم ، بدون شک دوست دارم ببینم از بلندترین نقطه جهان دنیا چه شکلی هست !
8- کوهنوردی مشکلاتی دارد و یک سری دورنماهایی داریم یک دسته کوهنوردانی که با دید فنی خیلی بالا می آیند و یک سری افراد هم با دید گردشگری پا به عرصه ی کوهستان می گذارند. دیدها و اهداف افراد مختلف است با شرایط موجود شما برای ارتقاء کیفیت فنی کوهنوردی استان چه پیشنهادی دارید ؟
من فکر می کنم طبیعی هست که افراد مختلف با دیدگاه ها و انگیزه های مختلف فعالیت کنند. باید ارتباطات ما با همدیگر و مخصوصا با دیگر استان ها بیشتر شود ، به عقاید ، افکار ، سلیقه ها و سبک های فعالیت همدیگر احترام بگذاریم ، در سایه همدلی و دلسوز بودن واقعی نسبت به یکدیگر کیفیت فنی هم ارتقا پیدا خواهد کرد .
9- به نظر شما در حال حاضر کوهنوردان ما در سطح استان از نظر گذراندن مدارج مربیگری درچه سطحی هستند ؟
بدیهی است که تمرکز مربیان در شهر رشت هست و در شهرستان ها مسلما مشکل وجود دارد . ولی به نظر من از نظر دانش تفاوت چشمگیری وجود ندارد.

10- با توجه به اینکه شما از جمله مربی های فعال گیلان در عرصه ی کوهنوردی هستید دلیل اینکه در حال حاضر مربی ها فعال نیستند چیست ؟ به نظرتان برای بهبود کیفیت آموزش و انتقال آموزش به بدنه ی کوهنوردی بهتر نیست مربی ها تشکلی داشته باشند ؟
کسی نمی تواند بگوید که در صورت وجود تشکل بهتر نخواهد بود ، ولی به نظر من لااقل در حال حاضر مشکلی از جهت نبود تشکل وجود ندارد . ولی من اساسا با قسمت اول سوال مشکل دارم و واقعا نمی فهمم مربیان فعال نیستند به چه معنا هست . یک مربی چه باید بکند که مربیان ما انجام نمی دهند ؟ اگر منظور امر آموزش هست که من فکر نکنم هیچ مربی ای که با هر تشکلی کوه می رود از آموختن دریغ داشته باشد ولی اگر منظور گذاشتن دوره ها وکلاس های رسمی متعدد است که این کاملا بستگی دارد به میزان متقاضی ؛ که سوال را باید برگردانیم به اینکه چرا تعداد متقاضیان ما کم می باشد ؟
به نظر من این مساله برمی گردد به عوامل متعددی که باعث شده است کمتر در استان به کوهنوردی جدی پرداخته شود، و معدود کسانی که علاقه مند به چنان فعالیت هایی هستند باز به علل مختلف ترجیح می دهند که به صورت تجربی و نه در کلاس های رسمی به دنبال آموزش باشند ؛ مگر اقلیتی که با انگیزه های گوناگون به دنبال مربیگری هستند .
11- شما به خاطر تجربه هایی که داشتید از اوضاع و احوال کوهنوردی در گیلان با خبر هستید . شما مشکلات ساختاری هیات کوهنوردی را چگونه می بینید و به نظر شما راه برون رفت از آن چیست ؟
من در هیات مشکل ساختاری نمی بینم ، فقط به نظر من هیات کوهنوردی به نسبتی که بتواند با بدنه کوهنوردی ارتباط برقرار کند و درک متقابلی بین آنها بوجود بیاید ، موفق تر خواهد بود .
12- به نظر شما چطور می توان بدنه کوهنوردی را در مدیریت دخیل کرد ؟
مسلما هر قدر از جهت انتخاباتی شدن هیات پیشرفت کنیم ، بدنه کوهنوردی دخالت بیشتری خواهد یافت .
13- در صورت امکان شرحی مختصر از نظریه هایی که اخیرا در راستای بهبود وضعیت کوهنوردی ارائه داده اید را برایمان بیان نمائید و یک جمع بندی کلی از مباحث مطرح شده داشته باشید .
به قول دوستان تلاش نافرجام در جهت رسیدن به ریاست هیات استان ! ... در آن قضیه که خودم نام پژوهش را بر آن گذاشته بودم ، برای خودم نوعی امکان سنجی از ابزار دنیای مجازی برای همفکری و تبادل نظر جدی در زمینه کوهنوردی بود . که در مرحله اول از دوستان در رابطه با مشکلات کوهنوردی استان نظر خواهی شد که ماحاصل آن به ترتیب اولویت در هفت عنوان گنجانده شد: 1) عدم وجود همگرایی و همدلی بین کوهنوردان ،2) نابسامانی های هیات کوهنوردی استان ،3) ضعف فنی و آموزشی ، 4) دیدگاه های گروه ها نسبت به کوهنوردی ،5) بی توجهی به استعدادها ، 6) مشکلات اجتماعی کوهنوردی از دید ارگان های مسئول و 7) در نهایت هزینه های بالای کوهنوردی . در آن سری مطالب من از نظر خودم این مسائل را بررسی کردم و توضیحاتی که به ذهنم می رسید را ارائه کردم .
ولی همانطور که در سخن آخر آن مجموعه گفتم در مطالبی که گذشت تمرکز و جهت گیری بحث های من بر کوهنوردان و گروه های کوهنوردی بوده ، چرا که به گمان من هرچند نمی توان منکر اثر عوامل خارج از جامعه کوهنوردی شد ، ولی با فرافکنیهای معمول و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت های خود در اصلاح وضعیت موجود به یقین هیچ تغییر مثبتی در رخ نخواهد داد ؛ و نهایتا اینکه یکی از مهمترین مسائلی که معمولا به آن بی توجهی می شود به رسمیت شناختن اختلافات است . هر حرکت مثبتی ، مستلزم بوجود آمدن تفاهم با وجود همین اختلافات می باشد ، برای رسیدن به تفاهم نه باید چشم بر اختلافات بست و نه به انتظار ازبین رفتن اختلافات نشست ، چرا که تفاهم ، یکسانی و همسانی نیست و برای فهم یکدیگر ناچار به بیان اختلافات و آگاهی از آنها با حفظ ادب و احترام می باشیم ؛ البته در عین حال باید در بن اندیشه ها در پی بیرون کشیدن نقاط اشتراک بوده تا حداقل در مسائل حیاتی دارای موضعی واحد باشیم .
14- نظر شما به عنوان مربی کوهنوردی در بالا بردن کیفیت آموزش و قابل استفاده تر کردن آن در محیط کوهستان چیست ؟
شاید با رعایت این اصل که هر فردی خود را ملزم بداند که همیشه در عین حالی که شاگرد و به دنبال آموختن است ، استاد باشد به این معنا که تلاش کند برای آموزش آموخته هایش - البته در غیر مواردی که لازمه آن صلاحیت های فنی خاص می باشد – بتوانیم شاهد تحولی در این زمینه باشیم .
15- آنچه مسلم است ما از لحاظ آموزشی پایین هستیم ولی در استان نفرات زبده ای هستند که می توانند تجاربشان را در اختیار بگذارند ولی به نظر می آید که ساختار یا سیستمی برای انتقال تجربه وجود ندارد. از زاویه ی دیگر بارها در محافل مختلف کوهنوردی شنیده و خوانده ایم که پیشکسوتهای کوهنوردی وقتی با یک سری مشکلات مواجه شدند خودشان را جدا کرده اند و این جدا شدن یک وقفه ای در ارتباط و پیشرفت گروهها ایجاد کرده است. به نظر شما ما با فرض اینکه هیات این توانایی را ندارد که استفاده درست و بهینه از تجارب پیشکسوتان داشته باشد گروهها چه کار می توانند انجام دهند ؟
به نظر من این سوال اشکال دارد چون من پیشکسوتی را نمی شناسم که از در اختیار گذاشتن تجربیات یا دانش خود دریغ داشته باشد ، حتی اگر به هر علتی از بدنه کوهنوردی جدا شده باشد ، و البته این را بی انصافی و ساده انگاری می دانم که به همین سادگی بگوییم به خاطر مواجه شدن با یک سری مشکلات جدا شده اند ، من مصداقی برای چنین شخصی پیدا نمی کنم ؛ و البته باز این را انتظار بی جایی می دانم که از جناب پیشکسوت بخواهیم دربست در اختیار ما باشد ، بدون آنکه انتظارات او را حداقل از نظر شوق و ذوق یادگیری برآورده کنیم !
16- شنیدن خاطرات و استفاده از تجربه های شما برای ما درسهایی است که شاید در هیچ کلاسی نتوانیم آنها را بیاموزیم . اگر خاطره یا تجربه ی از کوه دارید که به نظر شما دانستن و مطرح شدن آن لازم است بفرمایید .
اگر اشتباه نکنم سال 1376 بود که در صعود سراسری زمستانی قلل دنا به میزبانی هیات اصفهان حضور داشتیم ، روز اول صعود از خفر تا جانپناه صعود کردیم و مشغول نصب چادرها بودیم که پای من به طرز وحشتناکی با صدایی بلند پیچ خورد ؛ در هر صورت شب خوابیدیم و صبح بعد از مدتی راهپیمایی از شدت درد قادر به ادامه مسیر با گروه نبودم و برگشتم ، قبل از اینکه وارد چادرمان بشوم سری به جان پناه زدم که ببینم کسی مانده یا نه ، دیدم در گوشه جانپناه در داخل کیسه خواب کسی به شدت گریه می کند به طرزی که تخته های زیرش تکان می خورند . آقای مسنی که آنجا بود گفت ایشان آقای ترابی هستند که تمام قله های این منطقه را با دوچرخه صعود کرده اند و امروز که دیدند نمی توانند با بچه ها بالا بروند اینطور منقلب شده اند . هنوز که فکر می کنم نمی دانم چه شد و درد پای من کجا رفت که من توانستم دوباره به سرعت بالا بروم و در استراحت گروه به آنها برسم و قله را هم صعود کنم . ولی هنوز صدای هق هق گریه های حاج آقا ترابی که الان سر بر بالین خاک دارد در گوشم هست و من به تدریج به حال و روز او نزدیک می شوم .
17- الگوی علیرضا صدری در کوهنوردی کیست ؟
من فکر می کنم بهتر است نگوییم الگو ، به نظر من وقتی کسی را می توان الگو قرار داد که به زوایای مختلف زندگی او آشنا باشیم ، چراکه چطور می تواند کسی الگوی من در کوهنوردی باشد که در زندگی شخصی خودش شکست خورده باشد . از کجا که شکست هایش به خاطر روش کوهنوردی او که قابل هماهنگ شدن با زندگی شخصی نیست نباشد . ولی اگر از بحث الگو پایین بیاییم و بخواهم افرادی که کارهایشان و طرز فکرشان در کوهنوردی را دوست دارم نام ببرم ، در سطح جهانی از نظر من کسی به پای "کریس بانینگتون" نمی رسد و در سطح داخلی هر چند مدیون تمام مربیانم هستم ، ولی جناب "فریبرز ناژداکی" کسی است که در کنار او احساس می کنم تکامل پیدا می کنم و هر بار افق های جدیدی در کوهنوردی در پیش رویم باز می شوند .

18- درباره برنامه های آتی برای مان بگویید.
من با اینکه عضو هیچ گروهی نیستم همیشه در خدمت همه گروه ها بوده و هستم و روی این ادعا دارم که تا به حال هیچ وقت از کسی هیچ کمکی که از دستم بر آمده دریغ نکرده ام ، ولی کوهنوردی برای من یک جورایی حکم فرزند را دارد که هرچه برایش انجام دهی کم کرده ای و اگرجایی کم کاری ای بکنی به او خیانت کرده ای ، اینست که همیشه پیش خودم شرمنده هستم و همیشه در فکر این هستم که چطور فعالیت هایم را در این جهت گسترش دهم .
ولی از نظر خود کوهنوردی برنامه های ریز و درشت از دیدن مناطق مختلف گرفته تا صعود قله های ایران ، که همیشه و در همه حال پروژه " درفک شناخت " که از سالیان دور روی آن کار می کنم برایم در اولویت است و امیدوارم روزی به ثمر برسد .
19- توصیه شما به جوانها که تازه می خواهند وارد این عرصه شوند چیست ؟
توصیه همیشگی من اول به خودم و بعد به دیگران اینست که سعی کنند با چشمانی باز در هماهنگی کامل هیچ قله ای را دو بار صعود نکنند .
20- انتقاد و پیشنهاد شما به گروه کوهنوردی دامون چیست ؟
نقل است چون شیخ ابوسعید ابوالخیر به طوس رسید از او خواستند تا مردم را وعظ کند. منبری مهیا کردند و مردم پیرامون آن گرد آمدند، شخصی برای اینکه جا باز شود برای بازماندگان، خطاب به جمعیت گفت : " خدایش بیامرزاد که هرکس، از آنجا که هست، یک گام فراتر آید ."
شیخ ابوسعید گفت : و صلی الله علی محمد و آله اجمعین ، و به آن مرد اشاره کرد و گفت: هرچه ما خواستیم او گفت و جمله پیغامبران بگفته اند، و بگفت : خدایش بیمرزاد که، هرکس از آنجا که "هست" یک گام "فراتر" آید.
شیخ چون این بگفت از تخت فرود آمد و آن روز بیش از این نگفت.
21- و سخن آخر
به امید روزهای بهتر برای کوهنوردی